يحيى دولت آبادى
61
حيات يحيى ( فارسى )
و بايد دانست كه بزرگترين اسباب ترقى روحانيان در اين وقت گرم بودن حوزه تدريس آنهاست و به اين سبب طلاب علوم دينى عزيز الوجود هستند چه در محضرهاى متعدد وجود آنها محل حاجت است خصوصا كه ميان روحانيان اشخاصى يافت ميشوند كه بوراثت به آن مقام رسيده استحقاق علمى و عملى ندارند . طلاب از محضر آنها استفاده علمى نميكنند و بطمع مال گرد آنها ميگردند در اين حال جمعى از مردم تنبل تنپرور لباس طلبه پوشيده در اين قبيل حوزهها بقيل و قال كردن بيمعنى وظيفه دريافت ميدارند اين گونه طلاب اغلب از قصبات و دهات به شهر آمده به اين شغل پرداخته پس از يك مدت مالى ذخيره كرده كلمهئى چند عربى و فارسى و مسئلهئى دو سه از فقه و اصول فراگرفته به محل خود بازگشت نموده خود را اولى به تصرف در جان و مال خلق تصور مينمايند از جانب كسانى هم كه حوزه درس آنها را گرم ميكردهاند ترويج ميشوند و چه بدبختيها از اينراه بمردم بيچاره ميرسد . بالجمله حوزهء طلبهنمايان در اصفهان وسعت و رونقى دارد و در اغلب كارها مداخله ميكنند هر كار كه از مأمورين غلاظ و شداد حكومت پيشرفت ندارد بدست اين طايفه جارى مىشود و آبرومندان از شر آنها انديشه دارند اين قبيل از طلاب هم در كار كشمكش پدرم با دشمنانش دخالت يافتهاند از موافق و مخالف ميدانداريها مىنمايند . خلاصه اين حوادث نه تنها بر مخارج پدرم افزوده بلكه بعايدات وى نيز خسران رسانيده است چه عايدات او فقط از راه زراعت است و ترقى و تنزل ملك در مملكت ما دائر مدار قوت و ضعف مالك است از طرف ديگر اولاد پدرم بزرگ شده هريك مصارف جداگانه دارند بىآنكه شغل و كار و عايدات شخصى داشته باشند . و اين خود يكى از بدبختيها است در خانواده ما كه نه ما متذكر آن بودهايم و نه پدرم به آن اهميت ميداده بلكه تصور ميشده است با مختصر دارائى پدر چند اولاد مىتوانند خوشبختانه زندگى نمايند و هم گمان ميرفته كه اولاد متعدد همه مىتوانند شغل پدر را پيشه خود نمايند آن هم شغلى كه شرايط بسيار دارد تا بوجه صحت صورت بپذيرد و باقتضاى زمان رو بتنزل است .